تبليغاتX
*** اینجا دیوونه بازی باید کنی ****** ***


کلیک کن



*** "رعایت اخلاق حرفه ای الزامی است...هرگونه کپی برداری تنها با ذکر منبع مجاز می باشد" ***
*** دل نوشته های یک دیوونه دیوونه دیوونه *** ***

  • یعنی مرغ از قفس پرید
  • یعنی مرغی که در قفس بود از اون قفسی که در اون بود پرید
  • یعنی مرغ از اون قفس پرید که مد نظر ماست نه قفس دیگه ای
  • یعنی مرغ از قفس پرید نه هیچ جک و جونور دیگه
  • یعنی مرغ از روی قفس پرید نه از روی درخت یا پشت بومی چیزی....
  • یعنی در قفس باز مونده ....
  • یعنی داری دروغ می گی اصلا مرغ نمی تونه زیاد بپره
  • یعنی داره طرف پز می ده که مرغش قفس داره
  • یعنی خل شدی ...مگه مرغ رو تو قفس نیگه می دارن؟
  • یعنی دست طرف تنگ بوده مرغو پرونده از گشنگی نمیره طفلی
  • یعنی امشب شام رو افتادیم ...مرغه پریده ..بال و تشکیلاتش خورد و خمیر شده
  • یعنی خیلی بی عرضه ای
  • یعنی تو هم خلی ها این چرت و پرتا رو می خونی!!!
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:57  توسط زندگی بهار  | 

از آنجایی  که مادر جایی هستیم که اصلا تورم بیداد نمی کند می توان نتیجه گرفت که چیزهای دیگری بیداد می کند...حالا باید یافت آنچرا که ای

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:21  توسط زندگی بهار  | 

اسبه دندوناش افتاده بود تو سطل آب ...داشت زور میزد که اونا رو با زبونش در بیاره اما نمی شد. دیگه صبح شده بود ..خسته هم بود که صاحبش اومدو کشون کشون بردش تا با هم برن سر جالیز.اسبه که دلش با دندوناش بود نمیخواست بره که پاش گرفت به سطل آب و دندونا همراه آب ریختش کف اصطبل....وای اسبه که خیلی هم وسواسی بود حالش گرفته شد.حالا باید اونو از تو تاپاله ی یه کره اسب اسهال در میاورد!!! همش تو جالیز به این فکر بود که چی کار کنه.... با خودش گفت باید یه جونور پنجه دارو پیدا کنم.... دید مرغه نشسته یه ور داره به جوجه هاش شیر میده!! دید خانوم بیکاره گفت :دمت گرم پایه باش بیا این دندون در آر....مرغه گفت فی چن؟ اسب گفت:هاه؟ مرغه گفت من فقط پولو می شناسم!! آغا دوا بالا گرفتو مرغه سر لجبازی رفتو یه تاپله گذاشت رو تاپاله قبلی!!

آقا این قضیه در مورد هر چی جک و جونور اونجا بود ..اتفاق افتاد دیکه ارتفاع تاپاله ها داشت به یه متر میرسید که همون کره اسبه که اسهال بود اومدو خیلی اتفاقی رو او تاپاله دوباره تاپاله گذاشت.. که همه چی وا رفت!!

اسبه دید که باید خودش دس بکار شه که چشاشو بستو همه رو بالا کشید و از اونجایی که قدرت جذبش بالا بود همون دندونا فقط دفع شد.....

بعد به این نتیجه رسید که خود کرده را تدبیر نیس!!

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 22:34  توسط زندگی بهار  | 

سرایز شدن از آنجایی که هیچ گرانشی نیست تا تورا در کف آسفلت ÷ودر کند حقیقتا معنای شگرفی دارد...اینجا کف دهان را نمی توان به بیرون پرتاب کرد اما میشود مسیر حرکت قطره های اشکت را دنبال کنی
+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 16:42  توسط زندگی بهار  | 

یکی از دور می رسه داد می زنه.... که دارم دیوونه می شم  بخدا...دسمو بگیر و برگردو بگو ....نمی خوام جدا بشم ای بی وفا....خالی سکوت این پنجره رو ...بیا با رنگ چشات تلافی کن ...بگو که نمی تونی داد نزنی .. بگو  و دوباره از من گله کن ...ب ویا توی نقاب لحظه ها ...معنی غمو ببر به سایه ها...داد بزن تا که همه داد بزنن...گریه نیس دوا و درمون غما  ...شبو بردار و بجاش لحظه های عاشق تجربه کن ...نذار از تاریکیا فرار کنم ...بیا با غم دل هم خنده کن....آخرش یه جاده و یه سرپناه می مونه...که نمی تونه و بازم می تونه...ببره غصه رو از نگاه ما ...دوباره آسمونو آبی کنه..
+ نوشته شده در  دوشنبه نهم اردیبهشت 1387ساعت 13:33  توسط زندگی بهار  | 

سلام من خیلی وقته نیستم ...نمی دونم چی شد که باز اومدم ...شاید اومدم تنهاییمو با شما قسمت کنم.خاطرات تلخ ُروز های سرشار از غمُ بدبختی و بیچارگی!!! شاید من خیلی نامردم اما خوشی ها م خیلی دوموم ندارن.باز با بدبختی ها تنها شدم.همین.
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387ساعت 20:47  توسط زندگی بهار  | 

 
 
***






***   Back