|

تا باز شود ز دوستان قفل حسنات

تا ره بري به سوي كشتي نجات

روشن دل و ديده كن ز اسم اعظم

پيوسته فرست بر محمد صلوات



نویسنده : حسینی
تاریخ : شنبه دوم آذر 1392
زمان : 21:54
قبر سلطان محمود غزنوي
|


 گويند: سلطان محمود غزنوي مقبره اي براي خود ساخت و به يكي از نديمان خود گفت: آيه مناسبي از قرآن پيدا كن كه بر روي سنگ قبر حك شود! نديم گفت: خوب است نوشته شود: "هَذِهِ جَهَنَّمُ الَّتِي كُنْتُمُ تُوعَدُونَ". "اين همان جهنمي است كه به شما وعده داده شد." 


نویسنده : حسینی
تاریخ : شنبه چهارم مرداد 1393
زمان : 18:11
خلاصي از پادرد
|


پيامبر صلي الله عليه و آله در جمع اصحاب و انصار نشسته بودند و پاي مباركشان خسته شده بود؛ ولي با توجه به حيا و ادب بسيار بالايي كه داشتند، پاي مبارك را دراز نمي كردند. پس از گذشت لحظاتي، يك پايشان را دراز كردند و از حاضران پرسيدند: «اين پاي من، به چه چيزي شبيه مي باشد؟»

هر يك از حضّار، به مقتضاي ذوق و سليقه خود، تشبيهاتي كردند و پيامبر هيچ يك را نپذيرفت. گفتند: «يا رسول اللّه! خودتان بفرماييد كه پاي مباركتان شبيه به چيست؟»

حضرت، تبسمي كرده و پاي ديگرشان را نيز دراز نموده و فرمودند: «آن پاي من، به اين پاي من شبيه مي باشد.»(2)


نویسنده : حسینی
تاریخ : شنبه چهارم مرداد 1393
زمان : 17:49
قناعت
|

 

ابوذر غفارى به همراه يكى ديگر از صحابه، مهمان سلمان فارسى بود. سلمان، كمى نان و نمك آورد و گفت: «اگر رسول خدا صلى‏الله‏عليه‏و‏آله از تكلّف نهى نفرموده بود، چيز بهترى حاضر مى‏كردم». ابوذر گفت: «اگر مقدارى سبزى باشد، تكلّف نيست». سلمان به دكّان سبزى فروشى رفت و چون پولى نداشت، آفتابه‏اش را گرو گذاشت و كمى سبزى خريد.

وقتى غذا تمام شد، ابوذر گفت: «اَلْحَمْدُ لِلّهِ الَّذى قَنَعَنا بِما رَزَقَنا؛ شكر خداى را كه ما را به آنچه كه روزيمان فرموده، قانع ساخته است». سلمان گفت: «اگر قانع بوديد، آفتابه من گرو نمى‏رفت».


نویسنده : حسینی
تاریخ : شنبه چهارم مرداد 1393
زمان : 17:49
کلیپ کشیدن شکل خود
|

 

         دانلود : لینک دانلود مستقیم

حجم :  2.9 مگابایت


نویسنده : حسینی
تاریخ : چهارشنبه یکم مرداد 1393
زمان : 23:25